سلام
اين چند مدت كه آپ نكردم چند اتفاق خوب و
خيلي بد افتاد بله برون دخترخالهام با پسرخالهام عروسي دخترداييم بعدش ما رفتيم
شيراز اصلا خوش نگذشت 3 روز بود دو روزش توي راه بوديم يه روزشم كه شيراز بوديم
توي خونه بودم بوشهر هم كه... بگذريم خيلي دلم ميخواست بيام اينترنت نظر بدم
چون تمام پستاي دوستان رو ردي گذري ميخوندم چرا نظر نميدادم؟ چون زياد توي اتاق
نميتونستم باشم چرا؟ چون ميترسيدم بازم چرا؟ چون برادر شوهر گلي دوست خوب و خوشگلش
فوت كرد اونم به چه شكل بدي و از اون لحاظ كه من خفن نترس هستم عكساي دوستش رو
آورد من روشون كار كنم آغا يه عكساي وحشتانكي بود توي غسال خونهس كجاس؟ همونجا (املاش
بلد نيستم) خيلي آدم وحشت ميكرد اونم كي من كه تا ديروز حتي عمهام هم كه فوت كرد
نه بهشت صادق رفتم و نه توي اين مجالس شركت كردم. خلاصه ما از تنهايي توي اين اتاق
ميترسيم همهاش اون عكسا جلو چشمم مياد ولي الان كه نشستم اينجا نشستم كه باور كنم
مرگ مياد و ترس نداره البته منم از اينا نميترسم از مرده ميترسم.
خدا چرا آدم خوبا رو برميداره بدشاشون رو ميگذاره؟ پسر به اين خوبي
و زرگي و خوشگلي تازه ميخواست بره خواستگاري و نامزدش هم چقدر خوشگل اونم توي
ماشين بود باهاش اونم فوت كرده... خوب بسه
دلمم خيلي تنگه ماماني و بابايي و فروغ گلي و رضا گلي و گلابي شده
آخه همهشون شيراز موندن من تنها شدم به شكلي بي كس و صاحاب :دي ديگه فقط خونه
مادرشوهرينا ميتونم برم كه هر شب تا ساعت 1 اونجام
زندگي بس ناجوانمردانه سخت است و دشوار!!
تنهايي بس دردناك است!!
از هركي كمك ميخوام يه جورايي پس ميره هيچكي نميخواد محرم درداي
آدم بشه حتي به حدي كه درددل كرده باشي باهاش ووووووووووووووووووووووووي بيخيال
بابا
اي برق هم كه فرت و فرت
ميره اعصاب براي آدم نميگذاره ديروز عصر گرما ساعت 4 با خواهر شوهرم رفته بوديم
آرايشگاه برق نبود داشتيم گرما ميمرديم پسر آرايشگره هم اونجا بود بعد از 45 دقيقه
يهوويي ميگه مامام خو گرما مرديم سي چه كولر روشن نميكنين؟!! يعني همه تركيدن از
خنده مامانش گفت بدو برو پيش بوات حوصلهات ندارم گرما خووم دارم ميميرم تو هم هي
حرف ميزني دكش كرد اگه بودش يه كم ميخنديديم واسه خودمون حيف رفت
تموم شد البته بيشتر بودا ولي حالش رو ندارم اصلا تايپ كنم.
وقتي حسابي ناراحتي و دلت شكسته از اين دنيا،
يه تيكه كاغذ پيدا ميكني و يه مداد؛ هرچي
فكر ميكني چي بنويسي كه سبك بشي هيچي به ذهنت نمياد. تنها به كشيدن چند خط درهم
برهم قناعت ميكني!
وقتي حسابي تنهايي و درددلت زياده و دلت
ميخواد با يكي صحبت كني؛ تماس ميگيري با يه دوست يه رفيق يه همراه كه هميشه گوش
شنواش بودي؛ اونقدر درگيره كاره و سرش شلوغه كه فقط به گفتن ببخشيد الان كار دارم
شب باهات تماس ميگيرم!! تماس طولاني و درددل تو به يه پيام كوتاه از دوستت خلاصه
ميشه!!
دو روز بعد كه ديگه حال و هواي تنهايي و ...
از سرت رفته دوستت تماس ميگيره و ميگه: راستي اون روز با من كاري داشتي؟!!
نميگويم خدايا مگه چه گناهي به درگاهت كرده
بودم كه مرا اينگونه از زندگي وا ميداري چون به گناهان بزرگ خود واقفم ولي همون
لحظه كه اين جمله توي ذهنم مياد ميگم مگه نه ميگن خدا خيلي مهربونه؟؟
سپاس تو را كه به هر انساني
سپري از تنهايي بخشيدهاي
تا هرگز فراموشت نكند
حقيقت تنهايي تويي و فقط نام تو اين تنهايي را راهنماست
...آري وقتي اين تنهايي در
تو و از توست
ميتوانم
گناهم را
به دست بخشودگي تو بسپارم
لئونارد كوهن
چقدر حوصلهام سر رفته... خوب شد شناختمش
ديگه خودم رو براشون نميكُشم... ميرم دم خونهشون ميگم داماد شما اين ديش مارو
شكونده؟ مگه پول از سر راه آوردم شما راحت بياي خشششش فكر كنم خيلي اعتمادبه نفسم
رو از دست دادم اگه ديگه زنگ زدم خونهشون احوالشون رو بپرسم... نميدونم كولر نصب
كنيم يا نه اگه كرايه خونه رو زياد اضافه نكنه امسالم ميمونيم كاش ميگفتن كي خونهمون
رو تحويل ميدن... اين عبدالرضا هم نرفت دادگاه براي چك ببينيم چي شد آخرش... اه
خيلي كم تحرك شدم نميدونم خودم رو مشغول چي كنم... اگه فروغ بره شيراز واسه زندگي من ديگه كلاً تنها ميشم اون موقع ديگه غير خدا هيچ دوست و
همصحبت و گوش شنوايي ندارم... اين راديو هم كه بجاي اينكه آهنگ آروم بگذاره من
خوابم ببره آهنگاهي تند ميگذاره آخه ساعت 2 شب يه آهنگ آروم بگذاره ديگه......
زياد زحمت فكر كردن به خودتون نديم سر در
بيارين چي شد و چي گفتم اينا افكار پريشان نيمه شبم بود كه توي نوار مغزيم نشون
داده شد!!
پ.ن:
بعد از سوخته شدن لامپهاي خانه 15000
تومن و لگدمال شدن ديش LMB و
مابقي به پاي همسايه گرامي 40000 تومن و گير كردن دست بنده لاي در حموم 4000 تومن
و شكسته شدن پاي بنده زير چرخ ماشين 56000 تومن و تصادف شوهر و خسارت خوردن به
ماشين خدا تومن در طي دو هفته حالا:
لاك ميزنم ميگن باز لاك زدي دستت لاي در گير
كنه؛ آرايش ميكنم ميگن خوشگل خودت نكن چشت ميكنن؛ ميخوام بخندم ميگه نخند تا فكر
نكنن خيلي راحتي و بيدرد دوباره چشت كنن!!
اي خــدا مــن چـقـدر بـدبـخـتــم.. (صدها
اموشن گريه ناراحت بدبخت درب و داغون)
